این قسمت رو درحالی منتشر میکنم، که هیچ خبری برای گفتن ندارم. هرچند خبرها رو آماده کرده بودم ولی دل و دماغی برای گفتن و شنفتن در مورد فناوری نیست و در کنارش اینترنت هم به طرز اعصاب خوردکنی بازیچه دست دولتمردان و جدیدا دولت زنان شده تا به هر بهانه ای و هر موقع که احساس نیاز کردند قطعش کنند و در این شرایط گفتن از فناوری در حالی که مادر فناوری به فنا رفته چه فایده ای داره. البته این دفعه برامون سورپرایز هم داشتند: که چیزی نبود جر، قطع تماس تلفنی درشب، قطع اس ام اس در شب و روز قطع امکان پیام رسانی از هر طریقی و هزاران هزار دیگه که بابتش متاسفم و به هممون بخاطرش تسلیت میگم.

این درحالیه که اینترنتِ امروز نه یک ابزار سرگرمی، که یک نسخه کاملا دیجیتالی از بازارها و درگاه های قدیمه، که هرچقدر بستن ورودی یک بازار و ممانعت از ورود مردم به اون به هر دلیلی مضحک به نظر میرسه، بستن اینترنت هم مضحک خواهد بود.

قبلا هم گفته بودم که منِ نوعی درآمدم از اینترنت و مردمِ جویای محصولات و خدماتم تو موتورهای جستجو مثل گوگل، بینگ و حتی جدیدا یاندکس به دست میاد، که فعلا به باد رفته و در حالی انواع و اقسام جایزه های توی لپ لپ رو به عنوان جایگزین به من معرفی می کنند که هیچ کدمشون حتی برای کاری که براش ساخته شدن هم آماده نیستند، مثلا من سرچ میکنم تعمیر پرینتر اچ پی در اصفهان و اون برام آموزش زبان پی اچ پی میاره خب خسته نباشی!

درضمن من پول ندارم که بخوام برِ خیابون یا تو محل هایی که رفت و آمد یا اصطلاحا پاخور دارند مغازه اجاره کنم تا بتونم حداقل با دور شدن از تکنولوژی و پیروی از سنت های چند هزار ساله بشر، زندگیم رو پیش ببرم.

پس با این تفاسیر، اینترنت الان نقش خیابون ها، سایت ها نقش حجره ها و موتورهای جستجو و حتی مدلهای زبانی هوش مصنوعی نقش تابلوهای شهری که مردم رو توی خیابون ها به مسیر های مختلف هدایت میکنند دارند و میدونم که لزومی به گفتن این حرف ها در حالی که همه میدونم اینا چیه نیست. اما: متاسفانه همونطور که تو قسمت نمیدونم چندمِ بعد از جنگ 12 روزه گفته بودم، به نظر میرسه اشخاصی در راس هرم تصمیم گیری برای این مساله مهم هستند، که هیچ درکی از کاربرد و ماهیت این پدیده ندارند.

بله! اگر میشه از اینترنت به عنوان ابزاری برای اعتراض استفاده کرد، از خیابون هم میشه و حالا از این طرف فکر کن: که بستن خیابون ها و مسدود کردن رفت و آمد طبیعی مردم، برای مدتی نامعلوم که منجر به فقر و گرسنگی و فشار روانی بی حد و حصر میشه، پس بستن اینترنت چه عواقبی میتونه داشته باشه و همه اینها در حالیه که آقای مسئول، یک هفته بعد از قطعی اینترنت خیلی با آرامش از مردمی که قسط و وام و اجاره و بدتر از همه مالیات و حق عضویت اتحادیه و عوارض شهرداری و هزاران داستان دیگه رو به امید درآمد از همین اینترنت تحمل می کردند، خواسته تا برای وصل شدن اینترنت صبور باشند.

نه مرد حسابی، نه ما عیوبیم که این همه صبر داشته باشیم و نه شما بخشنده مالیات ما از سر مهربانی، ما یوسفیم که به دست برادرانمون به چاه افتادیم، اما امیدی به دستگیری نداریم مگر به خفت بردگی.

به هر حال از قدیم گفتند که حرف نوشخار آدمیزاده، البته که بابت این تشبیه معذرت میخوام اما آدمها به هر حال حرف می زنند و اگر نتونند تو اینترنت این نیازشون رو ارضاء کنند، در نتیجه به همون روش سنتی ادامه خواهند داد. اینجاست که مشکلِ یک کلاغ چهل کلاغ به وجود میاد: یادمه تو یکی از کتابهای آقای زرین کوب نوشته بود که در قدیم اگر 100 نفر از یک شهری به یک شهر دیگه حمله می کردند 100 سال بعد اینها در روایت های مردم دیگه 100 نفر نبودند که به 1100 نفر افزایش پیدا می کردند. درنتیجه اگر الان راه ارتباطات مستند و مستدل به مردم بسته بشه، همچنان زبان که یکی از قدیمی ترین ابزارهای بشر برای انتقال اطلاعات هست، در دسترسه و همونطور که گفتم میتونه عواقب و عوارض خیلی بدتری نسبت به ابزارهای مدرن داشته باشه.

حالا چیزی که هست اینه که: مساله قطع کردن اینترنت در ایران مسبوق به سابقست و ما دیگه بدنمون عادت کرده که به محض خوردن تقی به توقی، منتظر قطع شدن اینترنت باشیم. درحالی که همه میدونیم، اینترنت فقط ابزار انتقال و روایت هست، اما چیزی که این نوبت رو از همه دفعات قبلی مستثنی میکنه، قابلیت پیام رسانی در پیام رسان های داخلیه: بخاریی که گرم نمیکنه، یخچالی که سرد نمیکنه، تلویزیونی که تصویر نشون نمیده رو اگر میشه قبول کرد، پیام رسانی که پیام نمیده رو هم میشه قبول کرد، اونم نه هر پیام رسانی، بلکه پیام رسانی که بخاطرش تمام رقبای خارجی یک روز قبل از عرضه عمومی فیلتر میشن و خروار خروار پول ملی صرفشون میشه تا در چنین روزی دست گیر مردم باشند اما نبودند.

در همین رابطه کورش چایچی از تحریریه دیجیاتو و چند مورد دیگه که رفته بودند چین، در مورد تجربه سفرشون یک سری ویدیئو گذاشته بودند می گفتند: از داخل این کشور دسترسی به هر پدیده نرم غربی تقریبا غیر ممکنه، یعنی جستجوی گوگل وجود نداره، گوگل مپی در کار نیست، واتساپ و تلگرام با دیوار آتش فیلتر شدند اما، بایدو به بهترین شکل ممکن وظیفه خودش که پیدا کردن محتوا در وب سایت های داخلی و بعضا خارجی هست رو انجام میده، وی چت در تمام ساعات روز و فارغ از وضعیت مدارس و تعداد کاربرانِ آنلاین کار میکنه و نرم افزارهای مسیر یابی بدون اختلال با وصل شدن به اون چیز خودشون به جای جی پی اس به دقیق ترین شکل ممکن مکان کاربر رو نشون میده، نه اینکه من اینجا اصفهان اسنپ بگیرم و راننده رو تو قم نشون بده و تازه می گفت که همه اینها به هم وصل هستند و از یکی که خارج میشی باز هم ادامه کاری که داشتی انجام میدادی رو میتونی تو اون یکی پی بگیری.

هرچند این سیستم بسته و جدا از دنیای خارج داره آزادی بیان و تنوع و تکثر صدا رو محدود می کنه و مانع جامعه برای استفاده از تجربیات مردم دنیا میشه، که البته شنیدم همیشه و همه جا هم اینطور نیست و گهگاهی اجازه دسترسی رو باز میگذارن تا با وی پی ان وصل بشن، اما حداقل صحبت های فلانی از اونطرف دنیا باعث قطع شدن همه چیز مردم نخواهد شد و در حالی که دارند با استکبار جهانی می جنگند همچنان می تونند کار کنند پول در بیارند و تخم مرغ بخرند تا از گرسنگی رحمت الله نشن.

البته، بحث چین فرق داره چون اون خودش تولید کننده  توزیع کنندست و در بسیاری از موارد مستقل و متکی به خود هست و بعلاوه من به عنوان یک آدم عادی، با هیچ کدوم از این ایده ها موافق نیستم و به نظرم اینترنت تخم مرغ نیست که بومیش بهتر باشه، چون ایده اینترنت وصل کردن ایده های تمام آدم های دنیا به هم و تسهیل دسترسی آدما با تفکرات متفاومت به همدیگه بوده و در غیر اینصورت به یک چیز کاملا عادی و پیش پا افتاده تبدیل میشه.

دیدگاهتان را بنویسید